گذر فروردین ماه خشک از شهرستان قروه

سرویس کردستان - مطابق گزارش مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران هواشناسی کشور، شهرستان قروه در استان کردستان در دوره های یک و ده ساله تا پایان فروردین ماه ۱۴۰۵، دارای بیشترین میزان مساحت تحت تأثیر خشکسالی بوده است.

به گزارش خبرنگار کردپرس، گرچه سال جدید برای شهرستان قروه با بارش های خوبی که هنوز هم ادامه دارد، همراه بود اما این بارندگی ها همچنان از پیشتازی خشکسالی عقب بوده به طوری که مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور در گزارش اخیر خود اعلام کرده که شهرستان قروه در استان کردستان بیشترین میزان درصد مساحت تحت تأثیر خشکسالی را در دوره های یک ساله و ده ساله تا پایان فروردین ماه سال جاری داشته و همین نشان از ادامه روند خشکسالی در این شهرستان دارد.  

براساس این گزارش از مجموع ۴۰ درصد خشکسالی دوره یک ساله تا پایان فروردین ماه ۱۴۰۵ شهرستان های قروه با ۱۰۰ درصد، دهگلان ۹۴ درصد و بیجار با ۷۶ درصد بالاترین میزان درصد را از آنِ خود کرده اند. در این میان شهرستان قروه در خشکسالی بسیار شدید و شدید بیشترین درصد مساحت را دارد.

گذر فروردین ماه خشک از شهرستان قروه  

در دوره ده ساله هم این میزان درصد مساحت تحت تأثیر خشکسالی به همین منوال پیش رفته به طوری که در این دوره هم از مجموع ۷۹ درصدی خشکسالی کردستان این شهرستان های قروه با ۱۰۰ درصد، کامیاران و بیجار با ۹۹ درصد، سقز و سنندج با ۸۱ درصد و دیواندره با ۶۷ درصد هستند که بیشترین میزان مساحت خشکسالی را داشته اند.  

طبق گزارش مرکز ملی خشکسالی همچنان برای خشکسالی شدید و بسیار شدید شهرستان قروه بالاترین میزان درصد مساحت را کسب کرده و بعد از آن نام شهرستان سقز برای خشکسالی شدید آمده است.  

تمامی این موارد نشان می دهد بارش های اخیر قادر به پاسخگوی آبخوان های خالی و برداشت های پرسرعت از منابع زیرزمینی نیستند. در واقع این بارندگی ها گرچه سرمستی اجتماعی را شامل می شوند اما یک روی دیگر سکه هم دارند. موردی که به گفته «مهتا بذرافکن» فعال محیط زیست «سرمستی اجتماعی از بارش باران مانند یک «حجاب» روی ساختارهای بحران‌ساز می‌افتد و آن ها را پنهان نموده و مطالبه‌گری را موقتاً خنثی می‌کند».

از نظر او «وقتی بارندگی، حافظه اجتماعی بحران را پاک می‌کند؛ گویی اجازه می‌دهد طرح‌های مخرب سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای، چاه‌های غیرمجاز، کشاورزی پرمصرف و بحران فرونشست و فروپاشی آبخوان‌ها و بیلان منفی آب‌های زیرزمینی در محاق رفته و فراموش شوند».

گذر فروردین ماه خشک از شهرستان قروه

آن طور که «بذرافکن» می گوید «ما در این سرزمین نیمه خشک همیشه با شوق باران زیسته ایم و باران باشکوه و زیباست، اما رهایی‌بخش نیست، رهایی فقط زمانی آغاز می‌شود که جامعه از این دلخوشی کوتاه عبور کند و مطالبه‌گری پایدار را انتخاب کند». 

این فعال محیط زیستی با بیان اینکه در این فضای احساسی و رمانتیک، 40 سانت آبگیری دریاچه ارومیه نباید به معنای پایان بحران روایت شود، خواستار توجه به عمق اصلی بحران شد. «پر شدن سدها به این معنا نیست که ساختن سدهای بیشتر راه نجات است. یادمان نرود حقابه تالاب‌ها و رودخانه‌های دائمی چگونه در فصل خشک تاراج شد. اگر این روایت‌ها باور شوند، مسئله آب ناگهان از سطح «حق عمومی» و «بحران ساختاری» به سطح پناه بردن به «نعمت الهی» و «اتفاق خوب» به عنوان راه حل؛ تقلیل پیدا می‌کند. یعنی جامعه فقط با «احساس باران» تسکین حل شدگی بحران می‌گیرد، اما غافل از این که ساختارهای بحران‌ساز همچنان بدون فشار عمومی برای اصلاح زیرساختی، پابرجا می‌مانند». 

 مطابق سخنان «بذرافکن» این همان وضعیتی است که ساختار بحران آفرین و هیدروکرات‌هایش با خلاص شدن از فشار پاسخگویی نفس راحت می‌کشند؛ زیرا باران زدگی جامعه، مطالبه‌گری را خنثی می نماید. اما حقیقت این است که کمبود باران مشکل اصلی ایران نیست؛ مشکل اصلی قوانین ناکارآمد، انباشت قدرت، انحصار تصمیم‌گیری، حذف عدالت و تولید روایت‌هایی است که ساختارهای ناعادلانه و مخرب را پنهان می‌کنند. ساختاری که دلیل اصلی بحرانی است که پیامد آن این است که تالاب‌ها و دریاچه‌ها در ماه‌های خشک سال آب ندارند و عدالت زیستی قربانی می‌شود.

گذر فروردین ماه خشک از شهرستان قروه

به گفته او «باران می بارد، اما آبخوان‌ها همچنان خالی‌ و آسیب دیده اند. فرونشست زمین در کمین ماست، آب‌های زیرزمینی میراث گرانبهامان از دست رفته است؛ باران می‌ بارد، اما چاه‌های غیرمجاز و کشاورزی پرمصرف همچنان بخش اعظم آب کشور را می‌بلعد. باران می‌آید؛ اما زیرساخت‌های آب و فاضلاب همچنان نشتی‌های چند میلیارد مترمکعبی دارند؛ باران می‌ بارد، اما رودخانه‌ها آسیب‌دیده و چرخه تصمیم‌گیری‌های سوداگرانه همچنان ادامه دارد و این چرخه فراموشی تصادفی نیست؛ این مکانیسمی اجتماعی– سیاسی است که با تکرار آن، ساختار هیدروکراسی هر سال بدون پاسخ‌گویی، همان سیاست‌های فرسوده را بازتولید می‌کند.  

وقتی جامعه درگیر سرخوشی باران می‌شود، روایت‌ها نیز هدایت می‌شوند و میدان سیاست آب از پرسش‌های جدی خالی می‌ماند. اما زیر باران هم باید با حقیقت روبرو شویم؛ هیچ بارانی نمی‌تواند ساختارهای ناعادلانه را اصلاح کند. بارش فقط طبیعت را موقتاً شاداب و سیراب می‌کند؛ اما برای اینکه شادابی و سیرابی دائمی باشد، مدیریت آب نیازمند شفافیت، اصلاح قوانین، عدالت، پاسخ‌گویی نهادی و مطالبه‌گری پایدار است.

بنابراین تا وقتی جامعه از این فریبندگی باران عبور نکند و نقش هیدروکراسی در شکل‌دهی بحران به‌صراحت دیده نشود، حتی ترسالی هم نمی‌تواند ایران را از بحران آب نجات دهد».

کد مطلب 2795570

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha