به گزارش کردپرس، فعالان سیاسی و رسانه ای معتقدند حملات لفظی اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا علیه «کردها» و متهم کردن آنها به تصاحب تسلیحات ارسالی آمریکا، بیش از آنکه صرفاً یک اختلاف تاکتیکی باشد، بهنظر میرسد بازتاب شکست یک پروژه بزرگتر برای اعمال فشار و بیثباتسازی ایران باشد؛ پروژهای که اکنون در واشنگتن و تلآویو با بحران پاسخگویی و یافتن مقصر روبهرو شده است.
ترامپ طی هفتههای اخیر چندین بار مدعی شده بود که آمریکا از طریق واسطههای کردی، سلاح و مهمات ارسال کرده، اما «کردها» این محمولهها را برای خود نگه داشتهاند. او حتی در تازهترین اظهاراتش گفت: «کردها فقط میگیرند، میگیرند، میگیرند... من واقعاً از کردها ناامید شدهام.»
اما مجموعه گزارشها و تحلیلهای منتشرشده از سوی رسانهها، روزنامهنگاران و کارشناسان منطقهای نشان میدهد ماجرا بسیار پیچیدهتر از روایت ساده ترامپ است.
وبسایت تحلیلی نشنال کانتکست در گزارشی با عنوان «ترامپ برای شکست استراتژی خود کردها را قربانی میکند»، نوشت که اتهامات ترامپ را باید در چارچوب شکست پروژه او ایران تحلیل کرد؛ پروژهای که بر ترکیبی از حملات هوایی، عملیاتهای هدفمند، فشار اقتصادی و فعالسازی جبهههای داخلی استوار بود.
این گزارش تأکید میکند که برخلاف روایت کنونی ترامپ، مسئله اصلی نه «سرقت سلاحها»، بلکه شکست کلی پروژهای بود که بر برآوردهای نادرست استوار شده بود.
در همین چارچوب، ولادیمیر وان ویلگنبرگ، کارشناس هلندی مسائل کردها نیز در گزارشی فاش کرد که با وجود حملات اخیر ترامپ به گروههای کردی، در نهایت خود او طرح استفاده از کردها را وتو کرده بود. بر اساس این گزارش، فشارهای دیپلماتیک ترکیه و تماس مستقیم رجب طیب اردوغان با ترامپ در توقف پروژه نقش مهمی داشت.
در همین حال، حساب تحلیلی «کردستان واچ» نیز معتقد است که تکرار مداوم این اتهام از سوی ترامپ نشان میدهد احتمالاً، بخشی از ادعاها بر پایه اطلاعات واقعی مطرح شده است. این رسانه مدعی شده محتملترین سناریو آن است که تعداد محدودی سلاح از طریق اربیل منتقل شده باشد؛ موضوعی که میتواند تغییر ناگهانی رفتار واشنگتن نسبت به حزب دمکرات کردستان را توضیح دهد.
به نوشته این حساب تحلیلی، طی ماههای اخیر چندین پرونده همزمان علیه جناح نزدیک به مسرور بارزانی، نخست وزیر اقلیم کردستان عراق؛ از جمله احیای پرونده فساد و پولشویی مرتبط با یکی از نزدیکان وی در آمریکا، کاهش تحویل سلاح به نیروهای پیشمرگه وابسته به حزب دمکرات و فشار بر منابع مالی نزدیک به این حزب فعال شده است. این در حالی است که جناح نظامی نزدیک به قباد طالبانی و اتحادیه میهنی همچنان از حمایت امنیتی آمریکا برخوردار است.
این تحلیل همچنین به تناقض آشکار در رفتار ترامپ اشاره میکند؛ او تنها یک روز پیش از حمله به «کردها»، مصاحبه قباد طالبانی را مبنی بر ماهر بودن ترامپ در معامله بازنشر کرده بود. به همین دلیل برخی ناظران معتقدند که هدف اصلی فشارهای واشنگتن نه همه کردها، بلکه مشخصاً شبکههای نزدیک به حزب دمکرات کردستان و حلقه نزدیک به مسرور بارزانی است.
در سطح داخلی آمریکا نیز بخشی از جمهوریخواهان با مواضع ترامپ مخالفت کردهاند. صفحه جمهوریخواهان مخالف ترامپ در شبکه ایکس نیز با اشاره به سخنان او نوشت: «دوست دیکتاتورش در ترکیه حتماً از این حملات علیه کردها خوشحال شده است.»
همچنین جو کنت، مقام پیشین ضدتروریسم آمریکا، پروژه تحویل سلاح به کردها را «خیالپردازی غیرواقعبینانهای که مقامهای اسرائیلی به ترامپ فروخته بودند»، توصیف کرد. او در عین حال تأکید کرد که کردها همچنان از مهمترین متحدان آمریکا در مبارزه با تروریسم هستند.
در این میان، برخی کارشناسان نسبت به تکرار مداوم این موضوع هشدار دادهاند. وینثروب راجرز، معتقد است ادامه پرسش از ترامپ درباره این پرونده نهتنها کمکی به روشنشدن واقعیت نمیکند، بلکه میتواند به موقعیت اقلیم کردستان نیز آسیب بزند، زیرا عملاً روایت و ادعاهای ترامپ را بازتولید میکند.
اظهارات مشابهی را جنگ سگنیک، کارشناس مسائل کردها نیز مطرح کرده و گفته است که در این پرونده «هیچ شفافیتی وجود ندارد» و بعید است خود ترامپ نیز توضیح روشنی ارائه دهد.
در مجموع، آنچه امروز در قالب خشم ترامپ از «کردها» دیده میشود، بهنظر میرسد بیش از هر چیز بازتاب شکست یک استراتژی منطقهای باشد که بخشی از هزینه سیاسی آن بر دوش بازیگران کرد انداخته میشود.

نظر شما